محمد تقي جعفري
33
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ديگران را كلافه كنيم . آيهء زير را دقت فرمائيد : * ( إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصِيراً ) * ( 1 ) ( آنان كه به خود ستم كردهاند ، هنگامى كه فرشتگان آنانرا در حال عبور از پل مرگ در مىيابند ، مىگويند : شما در دنيا در چه وضعى زندگى مىكرديد مىگويند : ما در روى زمين بينوا و مستضعف بوديم ، فرشتگان مىگويند : مگر زمين خدا پهناور نبود ، تا در آن هجرت نمائيد . جايگاه آنان دوزخ است و دوزخ سرنوشت بدى است ) توضيح - در اين آيه ، آدمى از كيفيت زندگى خود مسئول قرار مىگيرد . او به هيچ وجه نمىتواند چنين پاسخ بدهد كه زندگى در اختيار خودم بوده است ، و من مطابق ميل خود زندگى كردهام . بنا بر اين ، هر كسى بايستى پاسخى معقول براى كيفيت زندگى خود تهيه نمايد . يعنى پاسخ به انتخاب راهها و چگونگىهاى زندگى نه اصل آن كه به هيچ وجه مربوط به آگاهى و اختيار او نيست . اين مسئوليت كشف مىكند كه پديدهء زندگى حقيقتى است مولد كه چگونگى اداره و برخوردارى از آن تحت اختيار آدمى است ، ولى چنان كه بوجود آوردن آن مربوط به ميل و خواست انسان نيست ، همچنين نابود ساختن اين حقيقت براى او مجاز نيست . نابود ساختن زندگى كه مبارزه با مشيت خداوندى است دو شكل دارد : شكل يكم - خودكشى . شكل دوم خودشكنى و پستى و ذلت كه آدمى بر حيات خود روا مىدارد . نتيجه اين ذلت و پستى كه در آيهء مورد بحث ، استضعاف ناميده شده است ، عذاب الهى است . و هيچ انسانى حق ندارد كه در مقابل سؤال از اين ذلت و استضعاف اختيارى چنين
--> ( 1 ) النساء آيهء 97